اگر تمام زنبورهای دنیا نیشت بزنن حقته چون خیلی گلی 
.............................
دستاتو مشت کن مشت مشت مشت حالا محکم بزن تو چشمام
تا کور شم و دوری تو رو نبینم 
.................................
اگر کسی رو دوست داری به براش ستاره باش نه افتاب هر دو مهمان
زود گذرند پس برایش اسمون باش تا همیشه بالای سرش باشی 
......................................
یارو عینک دودی میزنه میره توی خیابون و دخترش رو میبینه میزنه تو گوش
دخترش و میگه : این موقع شب بیرون چیکار می کنی 
.......................................
از محبت ها خارها گل میشود اما حیف که در دنبال محبت می گردیم 
.........................................
می دونی بعضی از شبها چرا زود صبح میشه چون خورشید هم دلش واسه
تو تنگ میشه 
......................................
به یه یارو میگن پاشو سحره میگه : باشه فردا خودم بهش زنگ میزنم 
...................................
زندگی دو چیز به من اموخت که هر چی فکر می کنم یادم نیست 
....................................
حسنی به مکتب نمیرفت باباش میذارتش صافکاری نقاشی 
.....................................
امشب خوشگل ها رو میگیرن تو رو خدا نری بیرون نمی گیرنت ضایع میشی 
..................................
از اداره برق مزاحمتون میشم شما یه شاکی خصوصی دارید چون برق
نگاهتون یه نفر رو گرفته و کشته 

ارسال شده توسط روزبه در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 15:38